|
آیا میدانید با هوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است و دنبال کار است
ايا ميدانيد اولين فردي که در اروپا اقامت گرفت يک زن ايراني بود و بعد مساله اقامت خارجي ها مطرح شد
ايا ميدانيد ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر جامعه هستند حتي ثروتمندتر از ملکه اليزابت
ايا ميدانيد ايرانيان در آمريکا فرهيخته ترين افراد جامعه آمريکا هستند
ايا ميدانيد رئيس کامپيوتر ناسا يک ايراني هست
ايا ميدانيد حدود ۲۵۰ ايراني در ناسا محقق داريم
ايا ميدانيد کورش کبير بر جهان حکومت ميکرد به نوعي قدرت جهان در دست ايران بود
ايا ميدانيد سال ۲۰۰۱ در فرانسه سال ايران نام داشت
ايا ميدانيد اگر ۳ قاره آسيا و آمريکا و آفريقا را به هم وصل کنيم ايران در مرکز جهان است
ادامه این متن زیبا را در بخش ادامه مطلب دنبال کنید
ادامه مطلب
هتل آتلانتیس به ارزش ۷۵۰ میلیون پوند در مساحت ۳۰۰۰ فوت مربع ساخته شده. هزینه اقامت در این هتل ۱۴۰۰۰ پوند به ازای هر شب می باشد.
این هتل زیبا دارای چندین رستوران با بهترین سرآشپزها از نقاط مختلف جهان می باشد. همچنین این هتل دارای یک آکواریوم مصنوعی با بیش از ۶۵۰۰۰ گونه آبزی از جمله کوسه ماهی می باشد که بازدیدکنندگان می توانند در نقاط مختلف هتل آنها را تماشا کنند.
کارهای هنری بر روی دیوارها و مجسمه های این هتل بر عهده vitymi shpilyami بوده است.
ادامه این متن زیبا را در بخش ادامه مطلب دنبال کنید
ادامه مطلب
خوشبختی چیست؟
شاید بارها به خود گفته اید: «خوش به حال فلانی؛ واقعاً خوشبخت است!»
ادامه این متن زیبا را در بخش ادامه مطلب دنبال کنید
ادامه مطلب
مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.
نظر شما درباره اين داستان قشنگ چيست ؟







