مولاي متقيان اميرمومنان ،حضرت علي ميفرمايند: درانجام هرکاري بايدبدانيم اراده کسي قبل ماوجود داردکه مقدم براراده ماست
يعني هرموقعکه تصميم به انجام کاري گرفتيم اگرکارمان صورت نگرفت بايد بدانيم يکي قبل ما اراده کرده است .هرشخصي کاري،عبادتي که انجام ميدهدبايدبداند که خداهدايتگراوست اينجاست که بندگي ما نسبت به خدا مشخص مي شود .وقتي خداميفرمايد :خلق الانسان ضعيفا وانتم الفقرا ،يعني اين دو صفت بايد براي ماکافي باشد که فقط بندگي اوراکنيم چون انسان ضعيف خلق شده وچيزي ازخودش نداردمالک همه چيزخداست ومافقط مالک قراردادي هستيم زماني شخصي براي خريدبرده يا کنيزي به بازاررفت ،درگوشه اي برده اي را ديد به او گفت ،هرطورشمابخواين ،بعدشخص گفت توراخريدم وازين به بعددرخانه مازندگي ميکني ،حالاميخواهي کجاي خانه جايت دهم ،برده گفت هرطورشمادوست داريد .شخص فکري کرد و گفت چراهرچه ميگويم توميگويي هرچه من بخواهم ،برده گفت آقا من برده توهستم وشمامولاي من ،هرچه شمادوست داشته باشيد رامن انجام ميدهم ،مردباخودش گفت من يک عمربنده خداهستم يک روزبه خدانگفتم هرجورخودت ميخواهي ودوست داري مراروزگارده ،بلکه هميشه دوست داشتم همه چيزطبق خواست خودم باشد .درواقع ماهيچ کاره ايم ،تاقصد وخواست خدايمان نباشد نيت مابه عمل مبدل نميشود .پس فقط بايدروسوي اوکنيم وخودمان رافقط بنده اوبدانيم واوراعبادت کنيم که فقط بندگي خداوند است که هرچه بيشترباشد براي انسان عزت مي آورد .هرعبادت وبندگي که براي غيرخداباشد ذلت آوراست ،درواقعه کربلامي بينيم که حضرت زينب باهمه اذيّت ها وکشته ها وآوارگي بچه ها ،کشته هاي برادران وفرزندان بازعزيزتر شده وعزّتش بيشتر ،کهدرسخنراني هايش مي گويد فکرنکنيدبا اين بلا هايتان مراخوار وذليل کرديد بلکه تمام اين اتفاقات برايم زيبابود چون مصلحت خدا اين بودودرجاي ديگرامام علي مي فرمايند خدايا همين عزت براي من بس است که بنده تو هستم خداوندهم به بنده اش ميفرمايد بنده من،اطاعتم کن تاتو رامظهري ازخودم قراردهم يعني گوشمان،زبانمان،اشاراتمان وتمام حالات وکردارمان بايدخدايي دم زنند وچه عزت ولذتي بالاتر از اين .
درحقيقت بندگي کردن اينست که ازديدخدايي به تمام هستي نگاه کنيم که تمام اينها درگروعشقيست ،عشقي که در درونمان وجود دارد
يعني هرموقعکه تصميم به انجام کاري گرفتيم اگرکارمان صورت نگرفت بايد بدانيم يکي قبل ما اراده کرده است .هرشخصي کاري،عبادتي که انجام ميدهدبايدبداند که خداهدايتگراوست اينجاست که بندگي ما نسبت به خدا مشخص مي شود .وقتي خداميفرمايد :خلق الانسان ضعيفا وانتم الفقرا ،يعني اين دو صفت بايد براي ماکافي باشد که فقط بندگي اوراکنيم چون انسان ضعيف خلق شده وچيزي ازخودش نداردمالک همه چيزخداست ومافقط مالک قراردادي هستيم زماني شخصي براي خريدبرده يا کنيزي به بازاررفت ،درگوشه اي برده اي را ديد به او گفت ،هرطورشمابخواين ،بعدشخص گفت توراخريدم وازين به بعددرخانه مازندگي ميکني ،حالاميخواهي کجاي خانه جايت دهم ،برده گفت هرطورشمادوست داريد .شخص فکري کرد و گفت چراهرچه ميگويم توميگويي هرچه من بخواهم ،برده گفت آقا من برده توهستم وشمامولاي من ،هرچه شمادوست داشته باشيد رامن انجام ميدهم ،مردباخودش گفت من يک عمربنده خداهستم يک روزبه خدانگفتم هرجورخودت ميخواهي ودوست داري مراروزگارده ،بلکه هميشه دوست داشتم همه چيزطبق خواست خودم باشد .درواقع ماهيچ کاره ايم ،تاقصد وخواست خدايمان نباشد نيت مابه عمل مبدل نميشود .پس فقط بايدروسوي اوکنيم وخودمان رافقط بنده اوبدانيم واوراعبادت کنيم که فقط بندگي خداوند است که هرچه بيشترباشد براي انسان عزت مي آورد .هرعبادت وبندگي که براي غيرخداباشد ذلت آوراست ،درواقعه کربلامي بينيم که حضرت زينب باهمه اذيّت ها وکشته ها وآوارگي بچه ها ،کشته هاي برادران وفرزندان بازعزيزتر شده وعزّتش بيشتر ،کهدرسخنراني هايش مي گويد فکرنکنيدبا اين بلا هايتان مراخوار وذليل کرديد بلکه تمام اين اتفاقات برايم زيبابود چون مصلحت خدا اين بودودرجاي ديگرامام علي مي فرمايند خدايا همين عزت براي من بس است که بنده تو هستم خداوندهم به بنده اش ميفرمايد بنده من،اطاعتم کن تاتو رامظهري ازخودم قراردهم يعني گوشمان،زبانمان،اشاراتمان وتمام حالات وکردارمان بايدخدايي دم زنند وچه عزت ولذتي بالاتر از اين .
درحقيقت بندگي کردن اينست که ازديدخدايي به تمام هستي نگاه کنيم که تمام اينها درگروعشقيست ،عشقي که در درونمان وجود دارد
گفتم ازغم خبري نبود،اگرعشق نبود د ل بودولي چه سوداگرعشق نبود
چون قلم برعشق ازخودميشکافت چون زعشق آمدقلم برخودشکافت
گرعشق نبودي وغم عشق نبودي چندين سخن نقص نوشتي وشنودي
پيامبراکرم نيز ازجمله نصيحت هايي که به اباذر ميکردند اين بود که آنچنان خداراعبادت کن گويي اورامي بيني وبازفرمودند جواني که براي خداوند دنياولهب آنراترک کند وجواني خودرادرعبادت خداوندسپري کند خداوندنيزبه اواجر وثواب 72 صديق راعطامي کند
ودر آخر:
ماگم شديم بايدبياد اونيکه چشم ماميشه نمازحاجت بخونيم حاجتامون رواميشه
التماس دعا
+ نوشته شده توسط محمد علی صمدانی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت
1:51 بعد از ظهر |
